نویسنده: یاس کبود چهارشنبه 85/3/3 ساعت 1:0 صبح
هوالرفیق
امتحان کلمه ایست که این روزها زیاد آنرا می شنویم .امتحان دانشگاه ،مدرسه،ووو............ این کلمه ای هست که بسیار با آن سر و کار داشتیم
و با شنیدنش دلهره و اضطراب گرفتیم .البته بستگی دارداگر آماده امتحان باشیم زیاد از شنیدن ان نمی ترسیم اما وای به روزی که قرار باشد بدون اطلاع قبلی از ما امتحان بگیرند .به نظر من هیچ امتحانی به سختی امتحانات الهی نیست چون همیشه دقیق و اصولی طراحی میشه و ما انسانها از اونجایی که در غفلت به سر می بریم .گاهی یک امتحان به پایان می رسه تازه متوجه میشیم که امتحان بوده و ما در خواب غفلت به سر می بردیم .اون موقع هست که حسابی دل سوختن داره که از غافله جا موندیم حالا هر چی تلاش کنیم بازم عقبیم مگر اینکه از جمله کسایی باشیم که ره صد ساله رو یک شبه طی می کنند .خدایا نمی دونم چی بگم چه امتحاناتی که من ازغافله جاموندم و حسابی عقب افتادم .کاش اینقدر بصیرت داشتم که درک می کردم لحظه لحظه زندگیم امتحانه و من باید همیشه آماده باشم کاش معرفتم بالا بود و اینقدر در جا نمی زدم کاش بشه روزی بیاد که منم در جمع آدما قرار بگیرم ...........چی می گم من کجا و آدم شدن کجا
من غافل که اصلا فراموش کردم که روزی باید حسابرسی اعمال بشه. انگار که قراره برای همیشه توی این دنیا بمونم که یاد مرگ از خاطرم رفته تا یکی میره دو روزی به خودم میام دوباره روز از نو و روزی از نو ، خدایا دیگه خسته شدم از در جا زدن ،از عقب موندن، نجاتم بده ،کمکم کن،میشه منم بیدار بشم ،میشه میشه میشه و هزار تا میشه که ...............نه نمیشه نمیشه
تا خودت نخوای نمیشه تا تکون نخوری نمیشه چی می گم
من کیم تا خدا نخواد نمیشه خدایا میشه بخوای،
میشه
،منم قول میدم که تلاش کنم ،تو راهنمام باش تو یاورم باش ................به امید روزی که از تمامی امتحانات الهی سربلند بیرون بیام.انشالله
پروردگارا توفیق توبه واقعی وبیداری دائمی به ما عنایت فرما.
التماس دعا انشالله فرج مولا